اختلالات یادگیری
مقدمه
دانش آموزان استثنايي به گروه هاي مختلفي اطلاق مي شود که يكي از آنها دانش آموزان با مشكلات ويژه يادگيري Disability Learning ) ) مي باشد کودکان مبتلا به ناتوانهای یادگیری گروهی از کودکانی هستند که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت میکنند، مانند سایر کودکان بازی میکنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار میکنند، در خانه نیز خودیاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار میکنند به خوبی انجام میدهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه میروند و میخواهند خواندن و نوشتن و حساب رایاد بگیرند دچار مشکلات جدی میشوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بودهاند.
تاريخچه اصطلاح ناتواني يادگيري
طي سالهاي متمادي معماي كودكي كه نمي توانسته است ياد بگيرد، مشغله فكري پژوهشگران زيادي بوده است . يك چشم پزشك انگليسي به نام مورگان[1] در سال 896 وضعيتي را گزارش كرد كه خود آنرا (كوري كلمات) ناميد حالتي كه ناتواني در خواندن كلمات از آن تعبير مي شد چند سال پس از آن يعني سال 1920 به صورت مفهومي در مطالعات علمي جاي خود را بازيافت. يك آسيب شناس عصب به نام اُرتون[2] رابطه بين غلبه طرفي مغز و اختلالات تكاملي زبان را به سال 1930 مورد مطالعه قرار داد و سپس مگ گي نيس[3] پژوهشي را در زمينه اختلالات زبان و ديرآموزي گويايي به انجام رسانده و به درمان آن پرداخت و بالاخره ناتواني يادگيري با انتشار كتاب اشتراوس ولتي نن[4] به سال 1974 تحت عنوان (آسيب شناسي رواني و تربيت كودك معلول مغز) مورد توجه عموم قرار گرفت مفاهيم و تعاريف جديدي نظير ضربه مغزي، سندرم اشتراوس، ضعف ادراكي، نوروفرتي ، كودك دگرسان، اختلال جزئي مغز و بالاخره مفهوم ناتواني يادگيري بوجود آمد از نخستين افرادي كه اين اصطلاح را پيشنهاد كرد كرك[5] 1963 بود براي توصيف گروهي از كودكان كه داراي اختلالاتي در حد زبان، گفتار، خواندن و مهارتهاي ارتباطي لازم در تعامل اجتماعي بودند بكار برد. و بدين صورت كودكاني كه از نظر حواس معلول بودند (نظير كوري يا كري) و كودكاني كه داراي عقب ماندگي عمومي بودند از اين گروه مستثني شدند، و آن عده از كودكاني هم شكست فراگيري آنها بدليل اختلالات عاطفي يامحرومين ازتجربه يادگيري بوده ازگروه ناتواني هاي يادگيري بيرون ماندند .
يادگيري در ايران :
فعاليتهاي انجام گرفته در زمينه هاي آموزش و توانبخشي دانش آموزان داراي ناتواني هاي ويژه يادگيري در ايران به سه دوره اساسي تقسيم مي شود.
دوره اول: از سال 1347 تا 1370 كه دوره تدوين مفاهيم نظري و شكل گيري زمينه ناتواني هاي ويژه يادگيري است.
دوره دوم: از سال 1371 تا 1372 كه دوره طراحي، برنامه ريزي و سياست گذاري زمينه ناتواني هاي ويژه يادگيري است.
دوره سوم: از سال 1373 تا به بعد كه دوره تاسيس سيستم هاي آموزشي و توانشبخشي براي دانش آموزان داراي ناتواني هاي ويژه يادگيري و ولي نيز آماده سازي نيروهاي متخصص در آموزش و پرورش عادي و استثنايي براي ادامه خدمات است.
تعریف اختلالات یادگیری
براي ناتواني هاي يادگيري تعريف هاي زيادي ارائه شده است كه از جمله آنها مي توان به تعريف قانون عمومي 142-94 و همچنين تعريف مربوط به كميته مشترك ملي براي ناتواني هاي يادگيري[6] (NJCLD) اشاره كرد.
تعريف ناتواني هاي يادگيري بر اساس قانون عمومي 142-94 در سال 1997
(ناتواني هاي يادگيري به معناي وجود اختلال در يك يا چند فرآيند رواني پايه است به طوري كه در فهم و كاربرد زبان نوشتاري و گفتاري تاثير بگذارد و در توانايي گوش دادن، فكر كردن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن، هجي كردن و يا محاسبات رياضي كودك اختلالي به وجود آورد و اين اصطلاح معلول شرايطي است نظير: نقايص ادراكي، آسيب ديدگيهاي مغزي، نقص جزئي در كاركرد مغز، اين اصطلاح شامل كساني كه مشكل يادگيريشان معلول عواملي چون نقص شنوايي، نقايص حركتي، عقب ماندگي ذهني، پريشاني عاطفي ناهنجاريهاي محيطي، فرهنگي و يا اقتصادي مي باشد نمي گردد . (والاس و مك لافين . 1376)
تعريف ناتواني هاي يادگيري بر اساس تعريف كميته مشترك ملي در مورد ناتوانيهاي يادگيري N) (NJCLD) 19)
ناتواني هاي يادگيري يك اصطلاح كلي است كه به گروه نامتجانسي از اختلالات اشاره مي كند اين حالت ممكن است به صورت اشكالات مهمي در اعمال نظير: گوش دادن ، صحبت كردن، خواندن نوشتن، استدلال كردن يا حساب كردن تظاهر نمايد اين اختلالات در شخص جنبه ذاتي داشته و اين فرض وجود دارد كه ناشي از بد عمل كردن سيستم عصبي مركزي باشد.حتي با وجود اينكه ناتواني يادگيري ممكن است همراه با ساير شرايط معلوليت رخ دهد (مثل نقايص حسي، عقب ماندگي ذهني، پريشانيهاي عاطفي اجتماعي) و يا تأثيرات منفي محيطي (مانند تفاوتهاي فرهنگي، آموزش نامناسب و ناكافي، عوامل روانزاد) ولي با اين حال بايد دانست كه ناتواني يادگيري بر اثر نتايج مستقيم اين شرايط يا تأثيرات منفي آنها به وجود نمي آيد. (فريار رخشان 1379)
طبقه بندي ناتواني يادگيري
كرك و چالفات به بياني ديگر انواع ناتوانيهاي يادگيري را طبقه بندي كرده اند. طبق نظر آنها ناتواني هاي يادگيري به دو گروه طبقه بندي مي شوند :
1)ناتواني هاي يادگيري كه تحولي كه مي توان از آنها با عنوان فرآيندهاي رواني پايه ياد كرد.
2)ناتواني هاي يادگيري تحصيلي كه با آنها در سطح سنين دبستاني مواجه هستيم.
ناتواني هاي يادگيري تحولي :
ناتواني هاي يادگيري تحولي شامل آن گروه از مهارتهاي پيش نياز است كه كودك براي كسب و يادگيري موضوعات درسي به آنها نياز دارد. يك كودك براي يادگرفتن اينكه چگونه نامش را بنويسد بايد چندين مهارت پيش نياز در زمينه هاي ادراكي، هماهنگي حركتي چشم و دست، حافظه و غيره را بهبود و تكامل بخشد. براي يادگيري خواندن يك كودك بايد از نظر شنوايي و بينايي به اندازه كافي تمايز ايجاد كند و حافظه شنوايي و بينايي. زبان و ساير عمليات ذهني را تكامل بخشد. خوشبختانه اين عملكردها در بيشتر كودكان به اندازه كافي تحول مي يابند تا آنان قادر باشند موضوعات درسي را ياد بگيرند، فقط زماني كه اين عملكردها فوق العاده مختلف شده اند و كودك نمي تواند از طريق عملكردهاي ديگر كم كاري آنها را جبران كند، او براي يادگيري خواندن، نوشتن، هجي كردن و يا محاسبه كردن مشكل خواهد داشت.
نيمه سمت چپ نشان دهنده ناتواني هاي يادگيري تحولي عمومي تري است كه معمولا دركودكان ناتوان از يادگيري يافت مي شود . بسياري از اين ناتواني ها قبل از آنكه كودك به مدرسه را پيدا كند خودشان را نشان مي دهند، ممكن هم هست پس از آنكه كودك به تدريج در فراگيري دروس شكست خورد، تشيخص داده شوند.
در اين شكل توجه، حافظه وتوانايي هاي ادراكي-حركتي تحت عنوان ناتواني هاي اوليه گروه بندي شده اند. زيرا به نظر مي رسد اينها به طور اصولي يا عمليات رواني روابط متقابل داشته باشند به صورتي كه وقتي مختل مي شوند روي تفكر و زبان شفاهي اثر مي گذارند . ناتواني هاي تفكر و زبان به عنوان ناتواني هاي ثانويه مشخص شده اند زيرا آنها به طور قابل ملاحظه اي تحت تأثير ناتواني هاي اوليه قرار دارند و معمولا با مشكلات و اختلالات توجه، يادآوري ، آگاه بودن از مفاهيم ، ناتواني هاي تفكر، ناتواني هاي اداركي ، موضوعات و ارتباطات فضاي مربوط هستند.
ناتواني هاي يادگيري تحصيلي: مشكلاتي هستند كه به طور اصولي به وسيله كودكان سن دبستاني تجربه مي شوند. مانند : 1-ناتواني هاي خواندن 2-ناتواني هاي هجي كردن و بيان انشايي 3-ناتواني هاي رياضي و محاسبه كردن مي باشد. (كرك و چالفانت)
انجمن روانپزشكي آمريكا در آخرين طبقه بندي خود اختلالات يادگيري را به شكل زير طبقه بندي مي كند:
1-اختلال در مهارت هاي تحصيلي شامل : الف.اختلال مربوط به رشد در رياضيات ب.اختلال مربوط به رشد در نوشتن پ.اختلال مربوط به رشد در خواندن
2-اختلال در زبان و گفتار شامل :
الف.اختلال مربوط به رشد در تلفظ حروف و كلمات ب.اختلال مربوط به رشد در تلفظ زبان بياني
پ.اختلال مربوط به رشد در تلفظ زبان دريافتي 3-اختلال در مهارت هاي حركتي شامل:
الف.اختلال مربوط به رشد در هماهنگي حركتي ب.ساير اختلالات مربوط به رشد . (مصطفي تبريزي 1384)
خصوصيات رواني و رفتاري كودكان مبتلابه ناتواني هاي يادگيري:
1-جنب و جوش زياد 2-هيجاني بودن 3-بي نظمي هايي در علايم نورولوژيك و الكتروانسفالوگرافيك
4-دارابودن مشكلات درسي خاص (خواندن-حساب-نوشتن-هجي كردن) (هلاهان و كافهن، 1371)
5-مشكلات ادراكي و حركتي : ادراك ديداري و شنيداري بيشتر مشاهده مي شود، ديداري مثل : تميز ديداري-تميز شكل از زمينه مشكلات شنيداري مثل: تميز شنيداري ،توالي شنيداري ، تركيب شنيداري (تركيب اصوات براي ساخت كلمات)
6-مشكلات در توجه (دامنه توجه كوتاه، حواس پرتي، عدم توجه )
7-مشكلات خانوادگي و فقر انگيزشي 8-اعتماد به نفس پايين
9-فراواني ناراحتي جسمي و بيماريهاي روان تني[7] (افروز، 1377)10-تحرك و فعاليت ناگهاني
11-نقص در هماهنگي عمومي بدن (مهارتهاي حركتي ظريف و مهارتهاي حركتي عمده)
12-ناملايمات عاطفي و حافظه و تفكر دركي (فتح الدين و نوابي نژاد 1376)
نكته مهمي راكه بايد به خاطر داشت اين است كه هر كودكي كه دچار ناتواني هاي يادگيري است داراي همه اين خصوصيات نمي باشد و گاه احتمال دارد كه كودك فقط تعدادي محدودي از آنها را دارا باشد.
علل بروز اختلالات یادگیری
- عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی است.
- عوامل ژنتیکی موثر در بروز اختلالات یادگیری
شواهدی در دست است که نشان میدهد اختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانوادهها بیش از دیگران دیده میشود. مطالعات انجام شده بر روی دوقلوها به گونهای حاکی از نشانههای عمل ژنتیکی است. واکر ، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی بردهاند که با اختلالات یادگیری پیوند دارند.
- عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری
گفته شده است که اختلالات گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالات یادگیری میشوند. برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از: هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.
- عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری
اختلالات یادگیری برخی کودکان میتواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از: عدم تناسب نوع خون مادر با جنین ، استفاده از دارو و ...
عوامل هنگام تولد میتواند به مواردی چون: کم وزنی هنگام تولد، آسیب وارده بر سر و ...
و عوامل بعد از تولد عبارتند از: مسمومیت سرب ، نارساییهای تغذیهای و ...
- عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری
به عقیده برخی متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح میتواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. به نظر میرسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی و مناسب قرار نگرفتهاند.
درمان اختلالات یادگیری
هر چند اختلالات یادگیری اصولا مسالهای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود میجویند و بدین ترتیب میکوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوههای درمانی رایج بر این اساس میتوان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.
از روشهای درمانی دیگر میتوان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوههای رفتاری اشاره کرد.
از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه
شيوه هاي تشخيص اختلالات يادگيري
آزمون استاندارد شده رسمي[8]، آزمونهاي غيررسمي[9] ، مشاهده و تحليل كار دست انجام، آزمونهاي ملاك دار[10]، پيشينه مورد[11] و مصاحبه (والاس لارسن 1978)
(لرنر[12] 1976) تشخيص معمولا مراحل زير را در بر مي گيرد.
1- تعيين اينكه آيا كودك ناتواني يادگيري دارد.
2- سنجش پيشرفت كنوني كودك در مهارتهاي اوليه
3- تحليل چگونگي يادگيري كودك
4- كشف اين كه چرا كودك ياد نمي گيرد
5- گردآوري و تحليل اطلاعات به منظور ارائه خلاصه تشخيص يا فرضيه درباره كودك
6- برقراري اهداف و طرحهايي براي تدريس (والاس ، مك لافين 1373)
نتایج تحقیقات در اختلالات یادگیری .
اوينگ ،كابز و فلچر (1978، به نقل از بيچ و هارد ينگ نيز بيان كردهاند كه در كودكان خردسال مهارتهاي خواندن و هجي كردن در اثر آسيب مغزي تخريب ميگردد برخي تحقيقات LD را اختلال در يك يا چند فرايند رواني، شناختي و زبان ميدانند. حافظه نيز به عنوان يكي از كنشهاي عالي مغز انسان و توجه به منزلـه يكي از مراحل مقدماتي و اوليه پردازش خبر و شناخت در اختلالها همواره مد نظر و محور پژوهش محققان بوده است. بلكي (1991 ) در پژوهشي مشخص نمود، كه كودكان LD به زمان بيشتري براي پردازش اطلاعات از طريق شنوايي و بينايي نياز دارند، لذا بسياري از اطلاعات دريافت شده توسط اين كودكان احتمالا به حافظه بلند مدت راه نمييابد. پژوهش راما (2000 ) نشان داد كه دانش آموزان مبتلا به اختلال رياضي، نقصهايي در توالي حافظه ديداري و شنيداري دارند و مشكلات آنها در حافظه ديداري شديدتر است. در بررسي كه فاوست (1994 ، به نقل ازيارياري 1377 ) در زمينه سرعت پردازش اطلاعات انجام داد، نشان داد با افزايش سن، بهبودي قابل توجهي در زمان واكنش در هر دو گروه كودكان نارسا خوان و عادي مشاهده ميشود، اما در واكنشهاي انتخابي، كودكان نارسا خوان به طور معني داري كندتر از كودكان عادي همسن خود بودند وبا صحت كمتري جواب ميدادند. به طور كلي به دشواري ميتوان LD را با يك عامل بيولوژيك يا رواني تبيين نمود. معمولا اين عوامل با يكديگر در تعامل بوده و تأثير متقابلي بر يكديگر دارند. در پژوهش حاضر با توجه به علل مطرح شده و نتايج پژوهشهاي پيشين در اين مورد فرضيهها و سوالهاي زير طرح و مورد بررسي قرار گرفتند:
و اما ...
ـ کاش ، برای آموختن به من به راهنمایی شفاهی و آموزش کلامی بسنده نکنی،من نیازمند رهبری عملی توام.
ـ کاش،مراآزاد بگذاری واز کندی حرکاتم ناشکیبا نشوی و به خاطر عملکرد ناشیانه ام فرصت کسب تجربه و یادگیری را از من سلب نکنی.
ـ کاش ، در آموزش به من در انتظار معجزه نباشی تا از کوشش و مبارزه در آموختنم مایوس نشوی.
ـ کاش ،به من فرصت بدهی تا کارهایم را خود انجام دهم و آهنگ کند رفتارم را پذیرا باشی و به تعجیل وادارم نکنی.
ـ صبورانه بگذاری میزان سرعتم را خود تعیین کنم تا بدانی در پناه صبر تو خواهم آموخت.
ـ مرا سرزنش نکنی که من به علت عدم توانایی مستحق ملامت نیستم واندک پیشرفتم را مقدمه پیشرفت دیگر تلقی کنی.
|
ردیف |
نام مرکز اختلالات ویژه یادگیری |
نام شهرستان و مناطق |
سال تاسیس |
شماره تماس |
|
1 |
سینا |
ناحیه دو ساری |
1374 |
3408380-0151 |
|
2 |
دانا |
آمل |
1382 |
2252465-0121 |
|
3 |
پویا |
ناحیه یک ساری |
1384 |
3406973-0151 |
|
4 |
کوشا |
بابل |
1384 |
2220121-0111 |
|
5 |
توانا |
قائم شهر |
1384 |
2201959-0123 |
|
6 |
بشارت |
بهشهر |
1385 |
5221246-0152 |
|
7 |
رسالت |
نوشهر |
1385 |
3233550-0191 |
|
8 |
فضیلت |
محمود آباد |
1385 |
7744003-122 |
|
9 |
سلامت |
تنکابن |
1385 |
4224010-192 |
|
10 |
غنچه |
بندپی |
1386 |
2520919-111 |
|
11 |
پدیده |
جویبار |
1387 |
3231186-124 |
|
12 |
رویش |
نکا |
1387 |
5643160-152 |
گروه آموزش پیش دبستانی و ابتدایی مازندران
(سید شمس الله حسینی کارشناس آموزش ابتدایی )